خرید بک لینک
در اینترنت این جمله را از ژان پل ساتر دیدم: من خواستم باور کنم که میتوانم مردم اینجا را با حرف مداوا کنم ،تو دیدی چه شدآنها درد خود را دوست دارند ،آنان به زخم های چرکی احتیاج دارند! گاهی من هم، با وجود اینکه باید بگویم بمن چه، باز دهانم را باز میکنم و نصیحت رایگان و نخواسته به دیگران میدهم، میبینم که نصایح، تجربه ها و رنجهایی که کشیده ام برای طرف مقابل با یک اروغ فرق ندارند و حضرت اقا ترجیح می

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 23:36

تابستان فرصتی بود تا بوی گند کتاب و کاغذ و مشق را مدتی از خود تصفیه کنم که نشد و باز برایم کار درست شد. هنوز چشم باز نکردم وارد مرداد ماه شدم و خستگی پشت خستگی بر سرم بارید. غم ازدست دادن تابستان را دارم میفهمم اما چرا غم از دست دادن عمر را احساس نمیکنم. فکر میکنم به این دلیل است همه ما دارای یک هدیه هستیم به نام جهل و بیخبری. فکر میکنیم تا ابد زنده ایم. هر نادانی ای بد باشد این نادانی بد نیست.

برچسب: نادانی, نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 23:36

به مرور زمان که سنم زیاد شد و دائم در حال تغییر بودم به نظر میرسد به موجود جدیدی تبدیل شده ام. آنقدر خواستم کمک کنم، بفهمانم، خودم از غم دیگری بیغم نباشم، اگر اطلاعاتی دارم به دیگران هم کمک کنم، مشورت نخواسته بدم و امثالهم که دیگر از این رویه و این گونه ادم بودن پشیمانم چون جز نامردی و پشت پا چیزی نصیبم نشد. در شرایط خیلی بهتر، تنها چیزی که در برابر اینهمه خدمات پیامبر گونه نصیبم شد چند تا حرف بو

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 23:36

زندگی همه ما شبیه زندانیانی است که قرار است فردا صبح اعدام شوند. برخی اول اعدام میشوند و برخی دیرتر. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. مرگ در انتظار همه ماست. چه انتظاری از این زندانیان میتوان داشت. باید شب قبل از اعدام را شاد باشند؟ باید بترسند؟ برخی هم همچنان در حال آزار هم هستند یا فرصت چاپیدن دیگری را از دست نمیدهند. در این شب قبل از اعدام که در نهایت نیست شدن در پایان آن است، انکه میترس

برچسب: اعدام, نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 23:36

درباره وبلاگ

زندگی سگی زندگی ادمهایی است که هر روز حقشان خورده میشود. ادمهایی که درست رفتار میکنند اما دیگران با انها درست رفتار نمیکنند. زندگی ادمهایی که با درستی، ترس و آبرو بزرگ شدند، در خانواده هایی که مثلا همیشه بی سر و صدا و دست به عصا رفتار کردند. انهايي كه از ستم همنوعان هميشه بايد بسوزند و بسازند

برچسب: نویسنده: الینا اکبری تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت: 23:36

صفحه بندی